![]() |
![]() سفر
میايستم
کنار دريا
و طلوع تو را انتظار میکشم با موج بلند میخيزم بيايی ابر میشوم در آغوش تو نيايی میريزم بستنی وانیلی
- "هر روز - ... بمان
من که خوب مي دانم واقعه
و تو انگار کن که هرگز نبودهای همین!
* وبلاگ مانا را می خوانم و باز مثل همیشه کیف می کنم از نوشته هایش و فکر می کنم که روزهای زیادی است همدیگر را ندیده ایم و از هم بی خبریم. * دلشوره دارم و می دانم که برای انتخابات است. فردا نتایج معلوم می شود و امیدوارم همان چیزی بشود که دلم می خواهد! * نوشتن در این صفحه سفید را هنوز هم دوست دارم. باید حس نوشتن داشته باشم تا بنویسم.
گریه
سلام ! ای ماه کج تاب ! گل نرگس ! تکیه بده ! حسین پناهی
یک لحظه دُرست
در سایهی همین بید خاطره
صدات
حالا دیگر
خيال کردم
روزهای روشن...خداحافظ
آه دوریات فرود سنگ و فراق آن ستارهی سبز! ... سلام ...! |